دلم انگاری گرفته قد بغض یاکریما

عصر جمعه توی ایون می شینم مثل قدیما

تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم

من به اندازه وسعم طعم عشقتو چشیدم

کاشکی از قطره اشکت کمی آبرو بگیرم

یعنی تو چشمه چشمات با نگات وضو بگیرم

برای لحظه دیدار از قدیما نقشه داشتم

یدونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاس توی دنیا

یه دونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا

کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه

بنویسه واسه مولاش، خاطرت خیلی عزیزه....



تاريخ : ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهرانا | نظرات ()